پرندگان در باران می رقصند و همراه باران شعر عشق را از سر می گیرند وبوسه های ناب و بی پایان خود را به زمین می سپارند ایا میان اینان کسی هست که بتواند بوسه مرا به اسمان ببرد این بار نمیخواهم بوسه ام را فقط معطوف به زمین کنم بلکه میخواهم بوسه ام به اسمان برود و ملکه همه ابرهای باران زا شود و همه از او پیروی کنند تا برای همیشه باران بوی لطافت و زیبایی را بدهد و دیگر کسی قصد نکند جلوی ریزش باران را بگیرد  و از امدنش دلگیر شود بلکه بگویند کاشک بیشتر ببارد تا همه زمین از عشق و محبت سیراب گردد .و از کسالت و خشکی  و خستگی بیرون بیاید؛واز دشمنی با یک دیگر دست بردارند و گل رز بوی واقعی خود را بدهد و از بویدن ان دیگر سیر نگردیم