عاشوری
عاشوری یعنی عشق یعنی اوج دوست داشتن کسی ،یعنی از خودت گذشتن به خاطر یک هدف بزرگ
از خودت گذشتن به خاطر یکی دیگه
بازم پرچم های سیاه بالا رفتن دوباره سر در هر خونه یک الم به چشم میخوره
توی همه کوچه ها بوی اسفنده که بلند شده
تو کوچه ها ،رو دیوارها ،روی تنه درختا دوباره پرچم سیاه زدن
دوباره بساط نذری پزون بپا شده بازم صدای نذر و نیازهامون به اسمون رفته
دوباره صدای عزاداری ها بلند شده و دل همه رو میلرزونه
دسته های عزاداری بپا شدن دوباره سینه زنیها ،دوباره گریه کردن ها ،دوباره نوحه خونیها همه اینا دوباره به پا شدن
دوباره ماه اشک و ناله سر رسیده توی این ماه دیگه کسی اشکاشو پاک نمیکنه چه برسه بخواد پنهونشون کنه تو این ماه گریه کردن دیگه مخفی نیست ،
تو این ماه همه اشک میریزن وگریه میکنن
تو این ماه همه میخوان بیشتر تو عزاداریها باشن تا شاید امام حسین از سر گناهاشون بگذره
تو این ماه میشه فهمید ما چقدر محتاج بخشش خداییم
تو این شبها هوای یک جور دیگه است هوای حزن و گریه است

از همه دوستام معذرت میخوام وقت نمیکنم تو این شبا بیام ودعوتون کنم بیاین اینجا از همین جا از همه پوزش میخوام
باسلام از اینکه به وبلاگ من سر زدید ممنونم، هر وقت که دلم می گیره مینویسم و اینجا میزارم ،برای همین بیشتر شون غمگینن