مادر
مادر تو بودي که سردي دستان مرا زدودي با گرمي لبات
تو بودي که مرا با عشق اشنا ساختي
مادرم اين تو بودي که گرماي وجودت را به من دادي.
و مرابا بهار در اوج زمستان اشنا ساختي وبه من گفتي ميشود هر روز؛و در هرکجا بهاري بود ،و بهاري زيست
مادرم منم ان ماهي افتاده برخاک تورا مانند اب دوست دارم
با تمام احساسات پاک دنيا و قلبي مملو از عشق به تو ميگويم دوست دارم

+ نوشته شده در ساعت توسط روناک
|
باسلام از اینکه به وبلاگ من سر زدید ممنونم، هر وقت که دلم می گیره مینویسم و اینجا میزارم ،برای همین بیشتر شون غمگینن