دلتنگي
بازهم دلتنگم ؛مانند كبوتري مي مانم كه بالهايش راازاوگرفته اند ،وبا تمام وجود درخواست پرواز را دارد ،ولي بالهاي اورا گرفته اند تا ديگر نتواند پروازكند ،و در همانجا بماند.
ولي پرندگان زنده اند تا پرواز كنند و زنده اند تاطعم زيباي آزادي را تا لحظه اخربچشند، ايا انها كه ميخواهند پرندگان آزاد را اسير كنند ومال خود كنند ايا اين را نميدانند كه پرنده با پرواز و ازادي زنده است ،اياا نها واقعا پرنده را دوست دارند ؟يا فقط ميخواهند كه پرنده مال انها باشد ؟ايا اين خود خواهي نيست ؟! كه براي شادي خود پرنده رااز آزادي محروم كنيم، اگران شخص كبوتر را دوست دارد بايد بگذارد كه پرنده ازاد باشد وبه خاطر شادي پرنده از خواسته خود بگزرد ،نه اين كه به خاطر خواستۀ خود پرنده راآزار دهد ؛ايا اين خود خواهي نيست !زندگي ديگري را بگيريم ؛چون فقط ميخواهيم او مال ما باشد، و فقط در كنار ما باشد
باسلام از اینکه به وبلاگ من سر زدید ممنونم، هر وقت که دلم می گیره مینویسم و اینجا میزارم ،برای همین بیشتر شون غمگینن