قيام

عاشق ام،مستي اين لحظه حرامم نكنيد
رود دريا همه را هديه به نامم نكنيد
تشنه ام ،تشنه ديدار رفيقي كه توئي
ساقيا جرئه اي از رود به جامم نكنيد
بيرق افراشته ام تا كه تو را گريه كنم
چشم و دل با خبر از قصد قيامم نكنيد
بسپاريد دلم را به هوســهاي خطر
چشم پوشي اگر از عشق نمودم ، همه جا
با گل روشن لبخند سلامم نكنيد
اگر از جنس جنون نيست دل باورتان
فكر پرواز حقيرانه به بامم نكنيد
دل عاشق شده ام را بسپاريد به من
طعم ديوانگي شق حرامم نكنيد
در سياهي بر افراشته بر خلوت خاك
قصد اراج دل دين و مرامم نكنيد
+ نوشته شده در ساعت توسط روناک
|
باسلام از اینکه به وبلاگ من سر زدید ممنونم، هر وقت که دلم می گیره مینویسم و اینجا میزارم ،برای همین بیشتر شون غمگینن