چشم اميد

اي دل اي درد گران ! چشم اميدم به تو بود
در غم و كار جهان چشم اميدم به تو بود
بيقرارم به خدا تاب ندارم غم يار
در پي دوري از ان چشم اميدم به تو بود
از دل سوخته ام بي كس بيچاره ترم
در همه حال زمان چشم اميدم به تو بود
انتظاري كه كشيدم به عبث صرف نشد
كه در اينه جان چشم اميدم به تو بود
عقل ميگفت برو ،دوري از اين دشت سزاست
عشق تاگفت بمان،چشم اميدم به تو باد
شدم اواره و عاشق چه كنم باغم خويش
اي دل ساده بدان كه چشم اميد به تو باد
شكوه از باغ ندارم كه به غمخواري دل
همچون ان سرو روان چم اميدم به تو بود
گر چه مست از همه جا دلشدگان تو شدند
من بي نام نشان چشم اميدم به تو بود
تا دوباره برسد مژده ازادگيم
چون دل منتظران چشم اميدم به تو بود
+ نوشته شده در ساعت توسط روناک
|
باسلام از اینکه به وبلاگ من سر زدید ممنونم، هر وقت که دلم می گیره مینویسم و اینجا میزارم ،برای همین بیشتر شون غمگینن