سوزنده ترین کلامات ذهنم را امشب میخواهم برایت بسرایم

اسمان مهتابیست و دل من رویایست چه میدانی که قلب اشفته ام

روح ازرده ام با تو چه زیبا به ارامش میرسد

 

 

دیشب خواستم واسه دل خودم فال بگیرم     وقتی فال نامه رابازکردم چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دل من نداشت تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست